أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
4
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
دور تر بود يعنى شما بخانهء خود نزديكتر بوديد و قريش از خانهء خود دور تر بودند و شتر سواران يعنى ابو سفيان و اهل كاروان فروتر از شما بودند بساحل دريا ، رسول صلّى اللّه عليه و آله بأعلى الوادى فرود آمده بود و مشركان بأسفل الوادى ، و ابو سفيان كاروان را بكنار دريا برده بود تا بمكّه آرد و اين كارى كه خداى تعالى انداخت و يا تقدير كرد كه اگر شما با يكديگر وعده و ميعادى نهاده بوديد از ميعاد شما خلاف افتادى شما را كه مؤمنانيد اندكى شما و بسيارى ايشان منع كردى از حاضر آمدن و وفا كردن به آن وعده و ايشان را هيبت و بيم منع كردى از آمدن ببدر پس شما را اتّفاق ملاقات نبودى و ليكن خداى تعالى اين كار را تمام گردانيد و راست برآورد بىميعادى و وعدهء از سر لطف و كرم خود تا كارى را كه كردنى بود تمام كرده شود از اعزاز دين و اذلال كفر و خزى و خذلان كافران و ظفر مسلمانان و آنچه كرد بحجّت كرد و بظلم نكرد و بعدل كرد بعد از اظهار معجزات و دلالات و ابراز حجج و بيّنات و انزال آيات محكمات تا هركه هلاك شود از سر حجّت هلاك شود و هركه زنده ماند از سر حجّت زنده ماند مؤمنان زندهاند و كافران مردهاند براى آنكه مآل مؤمنان با حياتى است كه آن را مرگ نباشد و مآل كافران با هلاكتى است كه در عقب آن راحتى نباشد و خداى تعالى از ايشان غافل نيست بلكه شنوا و دانا و بيناست باقوال و احوال ايشان و بتدبير مصالح هر كس . [ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 43 تا 44 ] إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلاً وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ( 43 ) وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ( 44 ) و ياد كن اى محمّد چون خداى تعالى ايشان را به تو نمود در خواب اندك و اين چنان بود كه رسول صلّى اللّه عليه و آله در خواب ديد كه : قريش با او كارزار ميكردند و بعدد اندك بودند چون رسول صلّى اللّه عليه و آله اصحاب خود را ازين خبر داد ايشان قوى دل شدند و خوش دل گشتند . وجهى ديگر آنست كه خداى تعالى ايشان را در چشم تو اندك قدر و محقّر و مقلّل